![]()
خیلی ها رو دیدم که همیشه می گن که هیچ وقت به آرزوهاشون نمی رسن.
می گن ما همیشه آرزوهامون رو می نویسیم و تمامی راههای منطقی که با عقل و دلیل می شه به اونها رسید رو می نویسیم و شروع می کنیم اما همین که چند قدم بر می داریم متوقف می شیم .
می گن دیگه حال نمی کنیم یا عشقمون نمی کشه که دنبال کنیم.
می دونین. به نظر من بزرگترین دلیلی که مانع این جور آدما می شه همین حرفیه که می زنن.
"دلمون نمی کشه که ادامه بدیم."
ما آدما همیشه سهم احساسات و هیجانات رو تو زندگیمون نادیده می گیریم و دوست داریم واسه هر چیزی یه دلیل منطقی داشته باشیم.این یک شرط لازم است ولی کافی نیست.ما باید بدونیم که شاید لازم باشه که نسبت به چیزی در خودمون باید علاقه یا هیجان مثبت ایجاد کنیم و اون رو چند خونه جلوتر بفرستیم تا به قول خودمون "حالش بیاد"![]()
شاید چن ما آدما از هر تغییری می ترسیم و می ترسیم از آینده اون تغییر حاضر نیستیم تا تو خودمون تغییر ایجاد کنیم.تغییر یعنی ترک بعضی عادت هایی که سال هاست با ماست و لابد "ترک عادت موجب مرض است" ![]()
ولی اگه هممن یادمون باشه که از هم دیگه "عشق. آزادی و امنیت " رو نگیریم ترک بعضی عادت ها برامون ساده تر بشه و اونوقت بتونیم باور کنیم که باید تو زندگی همه به همون اندازه که عقل رو منطق لازمه به همون اندازه هم احساسات و هیجانات مثبت لازمه.
(مولایم حضرت علی (ع) می فرمایند"گریه نکردن به خاطر سختی دل است
و سختی دل به خاطر گناه زیاد
و گناه زیاد به خاطر چسبیدن به مال دنیاست.")




